دانشگاه امام صادق عليه السلام

Javascript DHTML Tree Menu Powered by dhtml-menu-builder.com
           جستجو براي عبارت 
        
                        

  .                                                                                                           امروز:   سه شنبه ۴/۷/۱۳۹۶


v v

 
.

 

ريشه‌هاي داخلي و خارجي بايستگي و ضرورت مشارکت سياسي فعالانه نسل سوم جوانان در ايران

دکتر خليل‌اله سردارنيا

 

مشارکت سياسي، فرآيند درگيرشدگي افراد، گروهها و احزاب در فعاليت‌های سياسي براي بيان تقاضاها، اعتراضها يا پشتيباني از سياستها و نظام سياسي و تأثيرگذاري بر تصميم‌هاي حکومتی از طريق کانال‌هاي مشارکتي است. به دلايلی همچون ساخت حکومت، نوع فرهنگ سياسی و سطح نوسازی جامعه، درجه، سطح مشارکت و ميزان اثربخشي آن بر تصميمات حکومت از جامعه‌اي به جامعه ديگر متفاوت خواهد بود.

جامعه ما، جامعه‌اي جوان است و افراد بين 15 تا 29 سال، 40 درصد جمعيت را تشکيل مي‌دهند. نوجواني و جواني جمعيت مي‌تواند فرصت يا چالش و آسيب باشد. ضعف ساخت فرصت‌هاي مشارکتي مي‌تواند چالش‌هاي سياسي و مشروعيتي براي نظام سياسی ايجاد کند. نگارنده بر اين باور است که نسل سوم جوانان، نسل حساس، آسيب‌پذير و چالشگر است و فراتر از نهادهاي مشارکتي محدود موجود براي جوانان، خواستار مشارکت سياسي فعالانه و توجه جدي حکومت به خواسته‌هاي مادي و فرامادي‌اشان مانند آزادي‌هاي اجتماعي و سياسي، عزت نفس و کيفيت خوب زندگي است. در اين مقاله، نخست ريشه‌هاي داخلي و خارجي ضرورت گسترش فرصت‌هاي مشارکت سياسي جوانان، از حيث جامعه‌شناختي مورد بحث واقع خواهند شد که عبارتند از:

1-  شکاف نسلي بين نسل سوم جوانان با نسل‌هاي پيشين تحت تأثير تحولات در ساختارهاي آموزشي، ارتباطي و حمل و نقل، اقتصادي و شهرنشيني فزاينده از سال 1368 به بعد. نسل سوم بيش از نسل‌هاي قبلي تحت تأثير تحولات يادشده برخوردار از آموزه‌هاي مدرن، باورها و نگرشهاي سياسي دموکراتيک‌تر و آگاهي‌هاي سياسي – اجتماعي فزاينده است، لذا گسترش ساخت فرصت‌هاي مشارکت سياسي براي آنان بسيار ضروري است.

2- گسترش فناوري‌هاي نوين ارتباطي – اطلاعاتي. بخش قابل توجهي از جوانان تا حدي با ماهواره و تا حد قابل توجه با اينترنت در ارتباط بوده و از آن رهگذر تحول نگرشي و فکري بيشتري يافته‌اند.

3- بحران هويت در بين جوانان و سيال‌بودن آنها بين سه لايه هويت غربي، ديني و ملي.

4- علاوه بر اين شکاف بين مناطق کمتر توسعه‌يافته با مناطق توسعه‌يافته‌تر صنعتي و اقتصادي و نيز شکاف قوميتي نسبي در کشور در اثر کم‌توجهي به مشارکت جوانان مناطق کمتر توسعه‌يافته و قوميت‌ها بر شکاف نسلي موجود، اضافه شده و مي‌تواند شکاف‌هاي متراکم در کشور را تقويت بخشد.

در قسمت دوم مقاله، نگارنده در سطح پراتيک و عملي براي تحقق مشارکت سياسي جوانان، پيشنهادات ذيل را ارائه مي‌دهد و به شرح و بسط آن خواهد پرداخت.

الف) در سطح بخش و شهرستانها ضرورت دارد که دولت ساخت فرصت‌ها براي شکل‌گيري انجمن‌ها و مشارکت سياسي جوانان را فراهم سازد. ضرورت دارد که در انجمن‌هاي جوانان، جوانان از قشرهاي مختلف دانش‌آموزان متوسطه، دانشجويان، کارگران، کشاورزان و غيره حضور داشته باشند و انجمن‌هاي يادشده به کميته‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي– اجتماعي و ورزشي تقسيم شوند. ضرورت دارد که بين انجمن‌هاي يادشده و مسئولين محلي و شهرستاني در حوزه‌هاي مختلف تعامل مستمر باشد تا از اين رهگذر به خواسته‌هاي محلي آنان پاسخ داده شود. در ضمن انجمن‌هاي يادشده به عنوان جزيي از سرمايه اجتماعي و جامعه مدني، کارکرد نظارتي از نزديک بر مسئولان محلي خواهند داشت و مانع از شکاف دولت و مسئولان و اين قشر از جامعه خواهد شد.

ب) ضرورت دارد در سطح کشوري، انجمن ملي جوانان با استقلال نسبي از دولت با حضور نمايندگان از انجمن‌هاي جوانان شهرستاني و بخش‌ها شکل گيرد. انتخابات و نحوه تصميم‌گيري در آن به روش دموکراتيک انجام گيرد. در اين سطح نيز ضرورت دارد بين انجمن ملي و مقامات کشوري د‌رحوزه‌هاي مختلف تعامل مستمر صورت گيرد تا به خواسته‌هاي مشارکتي جوانان در حد ممکن و معقول پاسخ داده شود.

ج) ضرورت دارد انجمن های جوانان در سطوح يادشده (ملي و محلي) با نهادهاي مشارکتي و ديگر ارتباط مستمر داشته باشند. به نظر مي‌رسد در اين صورت است که مي‌توان جمعيت جوان را به فرصت تبديل کرد و از آسيب‌ها کاست، و کنش‌هاي نمادين و سمبليک نمي‌تواند از آسيب‌ها بکاهند.


 




                                                                             بازگشت
 
 

 كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق عليه السلام مي باشد.
All Rights Reserved For ISU Research Center