دانشگاه امام صادق عليه السلام

Javascript DHTML Tree Menu Powered by dhtml-menu-builder.com
           جستجو براي عبارت 
        
                        

  .                                                                                                           امروز:   سه شنبه ۴/۷/۱۳۹۶


v v

 
مطالعه پيوند هويت و اعتماد به نفس ملي بر اساس الگوي مراتب و فراز و فرود بحران جامعه ايران در دوره معاصر

 
مفاهيم در علوم اجتماعي، سنگ بناي هر سازه فکري و نيز مايز و حائل الگوهاي مختلف از يکديگر مي‌باشد. هر دو مفهوم هويت و اعتماد از محصولات نوين انديشه اجتماعي بوده و ضرورت تعميق و تدبير بيشتر را مي‌طلبد. اين مقاله مي‌کوشد بر اساس الگوي نگارنده مبتني بر مراتب سه‌گانه فعليت و تحقق هر قوم يا هر روح ملي يعني تفکر، فرهنگ و سپس تمدن، موقف و موضع هويت در حد فاصل ميان لايه تفکر و لايه فرهنگ را معين مي‌سازد. طبعاً نقص، توقف و نارسايي در هر يک از اين چهار مرحله، مرتبه‌اي از «بحران يک جامعه» خواهد بود که ويژگي‌هاي خاص خود را داراست. لذا بحران هويت از بحران فرهنگ و نيز بحران تمدن متفاوت است.
اما دستاورد نظري اين مطالعه اجتماعي در بررسي و کشف فرآيند تبديل تفکر به فرهنگ از گذر هويت مي‌باشد. چرا که براي اين مهم، به هويت فعال و نه منفعل، نياز است. هويت ملي اگر منضم به اعتماد به نفس ملي شود و براي يک قوم خودباوري بيافريند، قادر به پردازش فرهنگ مي‌شود و اگر منفعل و فاقد خودباوري باشد، تفکر و انديشه را در حد يک خودآگاهي صرف، باقي مي‌گذارد. پس هويت ملي به اضافه اعتماد به نفس ملي، هويتي است فعال، تأثيرگذار، تحرک‌زا و مولد و اگر فاقد خصلت اعتماد به نفس ملي و واجد يأس اجتماعي باشد، منفعل، بي‌اثر و راکد خواهد بود. بسياري از اقوام حايز اولين شرط فعليت يعني تأسيس نظام آگاهي و هستي‌شناسي بوده‌اند. اين لايه تفکر، طبعاً تعريفي از جهان و زيستن را به ارمغان مي‌آورد تا «هويت»، در مقابل «غيريت»، برساخته شود، اما در همين مرحله متوقف شده‌اند. تحليل جامعه‌شناسانه اين رکود و توقف، با کاربست مناسب مفهوم اعتماد به نفس به خوبي ممکن است. اگر قومي که در لايه انديشه و نظام آگاهي، فعليت يافته است به سازندگي، تعالي و حرکت در عالم، خودآگاه نبوده و وصول به چشم‌انداز را باور نداشته باشد، ادب حرکت و آيين تعالي را نيز مهيا نخواهد کرد تا واجد جهان‌بيني، اما فاقد فرهنگ و اسلوب زيستن باقي بماند. تاريخ شواهد زيادي از اين‌گونه را به ما معرفي کرده است که اقوام مغول مهاجم به تمدن مسلمين در قرن هفتم هجري و قبايل وحشي مهاجم به امپراطوري روم در قرن چهارم ميلادي از آن قبيل مي‌باشد.
الگوي نظري مذکور در مورد جامعه ايران و خصوصاً انقلاب اسلامي با روش جامعه‌شناسي تاريخي موردکاوي و تبيين مي‌شود.

مولف :  سيدمجيد امامي؛ معاون پژوهشي شوراي فرهنگ عمومي



                                                                             بازگشت
 
 

 كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق عليه السلام مي باشد.
All Rights Reserved For ISU Research Center